کلمات و واژگان بومی – بخش هشتم

کلمهمعنی
آووس (Avos)آبستن
الالن (Alalan)معلوم نبودن
بج (Baj)شانه ، کمر
بش (Bash)سهم
بشک (Boshk)دهن
به قره (Be gharr'a)به درک،به جهنم
بیریشک (Birishak)شاخ و برگ هرس شده نخل
بیشک (Bishk)فکر و حواس
پروشک (Poroushk)جرقه
پنجغر (Penjaghor)پنجه زدن
تهتوک (Tahtook)چهار پایه مخصوص خواب که در بیرون خانه ها ساخته می شود
جغله بازی (Jaghale Bazi)بازیگوشی
چنگا پتا (Chenga pota)چنگ انداختن
چه بوروستا (Che borousta)چی شد
چه غایه (Che ghaya)چه وقت
چوشیدن (Chooshidan)مکیدن
ددهوری (Dadahoori)تند تند راه رفتن
دک ودیار (Dak va diar)راندن کسی از دیار و زندگی اش
دو لت (do Lat)کشیدن همراه با فشار
ذالکی (Zalaki)حنجره
زرو آتش (Zerow atesh)حرارت و گرمای آتش
زند بد (Zende Bad)نفوس بد
زهری (Zahri)جرات
سرکت (Sarkot)سرکوب
سیس (Cis)لیف درخت خرما
غار (Ghar)داد و فریاد
غاک (Ghak)صدای بز
غدر (Ghadr)حسادت
غلیف (Ghelif)دیگ
فسیل (Fasil)پاجوش نخل
فیشتک (Fishtak)سوت
کر (Ker)گوشه،لبه،کنار
کش راه (Kash rah)گوشه راه
کل (Kal)چاله
کل (Kell)همراه
کله سرک (Kela Sorak)دور سر چرخیدن
گلپنگ (Gelpeng)کلوغ
گوئک (Goak)قورباغه
گیره (Gira)موریانه
گیرون (Giron)ویار
لپر (Lapar)برعکس، چپه کردن
لت و کت کردن (Lat o Kot kardan)درگیر شدن
لته (Leta)پارچه
لک شدن (Lok shodan)باد کردن
لمشتن (Lamoshtan)سُر خوردن
مت (Mot)کند شدن
نشوک بد (Noshouke Bad)نفوس بد
وارمیدن (varamiden)بلند شدن زنبور و امثال آن
ور سر (Var sar)بخاطره
به طور مثال ورسره چند دقیقه (بخاطره چند دقیقه)
وهر (Vahr)قدرت و توان
1
0

ارسال پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای مورد نیاز با * مشخص شده اند.پر کردن این فیلد ضروری است *